خرید بک لینک
تو میدونی خیلی رو چطوری باید نوشت؟!... نمیخواد چیزی بگی؛ یه دیقه وایستا! انگار صدای یکی داره توی گوشم میپیچه: « بخش کن. دو بخشه: خِی... لی. ... حالا صداکشی کن: خ... ِ...ی...ل...ی» دلم میخواد اون صدا از ذهنم بیاد بیرون و بشینه روبهروم تا توی چشماش زل بزنم و بگم: «اینایی که میگی اصلاً خیلی نیست! آخه سواد دل آدما با سواد مدرسه فرق داره!» یادته؟! بچه که بودیم، خیلی راحت میگفتیم: دهتا، یه عالمه، یه دنیا... . توی دفتر انشا هم همینا رو مینوشتیم. همه هم میفهمیدن و حظ میبردن! از وقتی شناسنامههامون بزرگ شد، یه شیوۀ جدید یادمون دادن. گفتن هرچی بیشتر دلتنگ بودی، حرف «ی» رو بیشتر بکش: نوشتیم خیـــــــــــــــــــــــــــلی... اما یکی اومد و با اخماش ترس انداخت تو دلم که: «دستورزبان و خط فارسی و قواعد و...» حالا میخوام بگم خیلی دلم تنگ شده براش؛ ولی بلد نیستم خیلی رو قد خیلی بنویسم. تو اگه فهمیدی که خیلیِ من چقده، به مشترک مورد نظر بگو خیلیِ دلتنگیِ من واسه اون حالا شده قدِ... نه... اصلاً بهش بگو میدونی قد یه قطره اشک آدمبرفی تا کجاست و آخر قطرهها معنیش چی میشه؟!

برچسب: نویسنده: ساناز رستگار تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 22:21

میگن مِهر تموم شده! چرا هیچکس یادش نمیاد که آخر مهر اون وقتی بود که تو از زمین رفتی، نه ماه مهر از تقویم؟! اصلاً کی میتونه بفهمه که قبل رفتن تو، حتی پاییز هم یهرنگ بود؟!

برچسب: بی مهری,بی مهری یار,بی مهری شوهر,بی مهری مادر,بی مهری همسر,بی مهری مادر به فرزند,بی مهری زن به شوهر,بی مهری دنیا,بی مهری پدر,بی مهری آدمها, نویسنده: ساناز رستگار تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 11:51

من فقط همین یک خدا را دارم؛ اما چشم که میگردانم، انگار خیلیها بندهاش هستند. او همه را میبیند؛ همه را به یک چشم؛ بی حسابِ ثواب و گناه ناکرده و کرده! این خالق حتی اگر صمد نبود، بازهم من آنی نبودم که در توانش باشد برآوَرد نیازِ همچون او خدایی را. او وجودش بیاندازه بزرگ است و من بینهایت کوچک. راستی، این روزها تو در کوچۀ ما آدمی را ندیدهای که شبیه خدا باشد؟! همین دیروز در من بود و امروز، میان اینهمه بنده گمش کردم انگار! چقدر هراسناک است کافر شدن! چقدر ناخدا بودن دل میخواهد!

برچسب: ناخدا خورشید,ناخدا افضلی,ناخدا,ناخدا پیتزا,ناخدا صمدی,ناخدا خورشید دانلود,ناخدا با خدا,ناخدا پیتزا مرزداران,ناخدا پيتزا,ناخدا خورشید فیلم کامل, نویسنده: ساناز رستگار تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 11:51

صفحه بندی